العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
109
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
كه سوار شتر باردار شود و از آن بيفتد و بميرد و بدوزخ رود . در فقيه 2 ص 309 بسندش از محمّد بن سنان مانندش آمده . صدوق - ره - در هر دو گفته : مقصود اينست كه مردم روى بار شتر سوار ميشدند و بىدست گرفتن بجهاز شتر پائين مىافتادند و آن غدقن شده تا عمداً نيفتد و بميرد و خودكشى كرده باشد و سزاوار دوزخ گردد و اين حديث نهى از سوار شدن بر شتر باردار نيست و همانا نهى از فرو افتادن از آنست بىدستگيره و حديثى هم كه گفته : هر كه سوار شتر باردار شود بايد وصيت كند نهى از آن نيست بلكه امر به وصيت است چنانچه گفتند : هر كه به حج يا جهاد رود بايد وصيت كند كه نهى از حج و جهاد نباشد ، و مردم جز بر شتر باردار سوار نميشدند و همانا كجاوهها تازه پيدا شدند و در گذشته معروف نبودند - پايان - بيان : در نهايه گفته : زامله شتريست كه گندم و كالا بار دارد . و والد - قده - گفته است ظاهر اينست كه سوارى آن با دسترسى بجز آن مكروه است چون در معرض ضرر است و شايع است كمتر كسى سوار آن شود و نيفتد ، و يكى گفته سبب نهى اينست كه آن را براى باربرى اجاره كند و روا نيست بىاجازهء مكارى بر آن سوار شود . ولى خبر دوم آن را نپذيرد ، و ظاهراً مقصود شتران سركشى باشند كه هنوز رام نشدند ، و اينكه فرموده كجاوهها تازه پيدا شدند بسا منظورش شيوع آنها باشد و اگر چه آن هم جاى گفتگو است زيرا ذكر كجاوه در اخبار بسيار شده .